تبلیغات
جنس رؤیــــــا - پیک سحری

پیک سحری



یک نفس ای پیک سحری ، بر سر کویش کن گذری
گو به فغانم ، به فغانم ، به فغانم

ای که به عشقت زنده منم ، گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم ، نتوانم ، نتوانم

من غرق گناهم ، تو عذر گناهی
روز و شبم را ، تو که مِهری ، تو که ماهی

چون باده به جوشم ، در جوش و خروشم
من سر مویم به دو عالم نفروشم

همه شب بر ماه و پروین نگرم
مگر آید رخسارت در نظرم

چه بگویم، چه بگویم، به که گویم این راز
غمم این بس که مرا کس نبُود دمساز

یک نفس ای پیک سحری بر سرکویش کن گذری

گو به فغانم ، به فغانم ، به فغانم

ای که به عشقت زنده منم، گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم، نتوانم، نتوانم...

شعر ترانه از: کریم فکور
عکس و تصویر (^_^)




برای اشتراک گذاری این مطلب به روی آیکون زیر کلیک کنید : موضوع: عاشقانه،
نگارش در پنجشنبه 14 مرداد 1395 ] ساعت [ 12:49 ق.ظ ] [ افشین ]
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شبنم ... پنجشنبه 14 مرداد 1395 11:50 ب.ظ
به به بسی لذت بردیم ...
افشین پاسخ داد:
ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر