تبلیغات
جنس رؤیــــــا - سلام مان بوی نیاز ندهد

سلام مان بوی نیاز ندهد



http://parsplanet-deh.persiangig.com/icon/dastan.jpg

یکی از بزرگان می گفت: ما یک گاری چی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.

یک روز مرا دید و گفت حاج آقا سلام، ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید؟

گفتم: بله.

گفت: فهمیدم چون سلام هایت تغییر کرده!

من تعجب کردم گفتم: یعنی چه؟

گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی، همۀ اهل محل همین طور هستند.

هرکس خانه اش گازکشی می شود دیگر سلام علیک او تغییر می کند.

من فهمیدم سی سال، سلامم بوی نفت می داد. عوض اینکه بوی محبت بدهد. سی سال او را با اخلاق خوب تحویل گرفتم، خیال می کردم اخلاقم خوب است ولی حال که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.

یادمان باشد : سلام مان بوی نیاز ندهد... !





برای اشتراک گذاری این مطلب به روی آیکون زیر کلیک کنید : موضوع: حکایت،
منابع: کانال پارس پلانت در تلگرام،
نگارش در چهارشنبه 25 آذر 1394 ] ساعت [ 07:29 ب.ظ ] [ افشین ]
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر