تبلیغات
جنس رؤیــــــا - جوک

جوک



درود

دیروز چند ساعتی رو صرف قالب جدید کردم تا در نهایت اینه شد که ملاحظه می کنید ، هر چند زیاد از نظر ظاهری به چشم نیاد ولی وقتی این قالب رو با قالب اصلی مقایسه کنیم تفاوت ها مشخص میشه . بیشترین وقتی که گذاشتم مربوط میشد به بخش هایی از وبلاگ که سایتی که قالب رو ازش انتخاب کرده بودم یه چرخه از کدها رو از قلم انداخته بود و توی قالب درج نکرده بود !

نمیشه زیاد ازشون انتظار داشت چون این قالب ها رایگانه ، ما هم زبان کد نویسی و طراحی بلد نیستیم که بخواهیم قالب اختصاصی طراحی کنیم . در هر صورت مشکل قالب رو پیدا کردم و تقریباً همه چیز درست شد.

برای پُست امروز چندتا جوک و عکس آماده کردم که امیدوارم لحظاتی شما رو شاد کنه


.....................

تو دانشگاه نشسته بودیم پاى كامپیوتر كه منابع تحقیقمونو پیدا كنیم!
یه دختری از راه رسیده میگه: چرا جوجولیش نمیكنین؟
میگم: چیكارش نمیكنیم؟!
میگه: جوجولى!... از جوجولى دات سُم......
ینى مخم هنگ تا خودش اومد پاى كامپیوتر تایپ كرد Google.com من هنوزم بستریم. حمله عصبى دیگه شوخى كه نیست،کامپیوترم سوخت .

عکس و تصویر بیچاره

به بچه داداشم گفتم هر وقت جاییت زخم شد بیا عمو ماچ کنه خوب میشه .
.
.


.
.


.
.
.
الان چند وقته ختنش کردن در به در دنبال منه ...

عکس و تصویر آیا علم بهتر است یا اذان مغرب؟ خاک تو سر این علم که با هرچی ...

روزهایی شده که چند دقیقه اسم و فامیل خودم رو فراموش کردم
.
.
.

.
.
.
.
 اما هرگز نشده یادم بره روزه ام یه لیوان آب بخورم

گند به این حافظه

عکس و تصویر

دوستان عزیز به علت یه سفر اروپایى ،
چند روزى نمیتونم در خدمتتون باشم ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

این همسایمون هرموقع میره اروپا مودمشو خاموش میكنه ...!!

.....................

دختره تو لاین اسمشو گذاشته بود 
(نرسیده به دریا) :l
گفتم یعنی چی؟
گفت :خیلی بی سوادی یعنی ساحل دیگه  :l
من سرمو کجا بکوبم مرگم طبیعی جلوه کنه؟؟؟؟

.....................

ﺩﯾــﺮﻭﺯ ﮔﻮﺷﯿـﻢ ﺷﺎﺭﮊ ﻧـﺪﺍﺷـﺖ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻡ :
ﺳــﻼﻡ ﻋـﺸـﻘــﻢ ﺧـﺴــﺘـﻪ ﻧـﺒـﺎﺷــﯽ
ﺑـﺎﺑـﺎﻡ : ﺳــﻼﻡ ،ﺑـﻪ ﺑــﻪ ﭼــﻪ ﻋـﺠـﺐ ﺍﺯ ﺍﯾــﻦ ﺣـﺮﻓـﺎ ﺯﺩﯼ
ﺷــﻤــﺎ ﻫــﻢ ﺧـﺴـﺘـﻪ ﻧـﺒـﺎﺷـﯽ ﺧـﺎﻧـﻮﻣ !
ﻣـﻨــﻢ ﮐـﻪ ﺩﯾــﺪﻡ ﺑـﺎ ﻣـﺎﻣـﺎﻧـﻢ ﺍﺷـﺘـﺒـﺎﻩ ﮔـﺮﻓـﺘـﻪ جواب ﺩﺍﺩﻡ :
ﺇﻭﻭﻭﻭﻭﻭﺍ ﺭﺿـــﺎ ﺟــﻮﻧـــﻢ ؟ﻣـﮕــﻪ ﻣــﺎ ﭼـﯿـﻤــﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﺟــﻮﻭﻧـﺎ ﮐـﻤـﺘـﺮﻩ عزیزم،قلبوﻥ ﮐـﻠـﻪ ﮐـﭽـﻠـﺖ ﺑـﺸـﻢ ﺧـﺐ ﺩﻟـﻢ ﺗـﻨـﮕـﯿـﺪﻩ ﻭﺍﺳـﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧـﻮﺵ
ﻧـﺎﻣـﺰﺩﯾـﻤــﻮﻥ
ﺑـﺎﺑـﺎﻡ : ﻭﺍﻻ ﻫـﯿـﭽــﯿـﻤـﻮﻥ ، ﺟــﻮﻭﻧــﺎﯼ ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﮐـﻪ ﺟـﻮﻭﻥ ﻧـﯿـﺴـﺘـﻦ ﯾـﻪ ﻣـﺸـﺖ ﺣـﯿـﻒ ﻧــﻮﻥ ﻣــﺚ مهدی خوﺩﻣـﻮﻧـﻦ دیگه.
ﻣــﻦ: ﺭﺿــﺎ ﺟـﻮﻧــﻢ؟ ﺍﻣــﺮﻭﺯ ﻫــﻮﺍ ﺩﻭﻧـﻔــﺮﻩ ﺱ بریم بیرون ؟
ﺑـﺎﺑـﺎﻡ : ﺑـﺎﺷﻪ ﺑـﺮﯾـﻢ ﻋـﺰﯾـﺰﻡ ﻓـﻘـﻂ ﺣـﻮﺍﺳـﺖ ﺑـﺎﺷـﻪ ﭘـﯿـﺎﻣـﻬـﺎ ﺭﻭ ﭘـﺎﮎ کنی این مهدی میبینه آبروریزی می ﮐـﻨـﻪ ، ﺧـﻮﺩﺕ ﮐـﻪ ﻣـﯽ ﺩﻭﻧـﯽ ﭼـﻘـﺪ
ﺑـﯿـﺸـﻮﺭﻩ!
ﻣـﻦ: ﺧـﯿـﺎﻟـﺖ ﺭﺍﺣــﺖ ﺭﺿـﺎ جونم بین ﺧـﻮﺩﻣـﻮﻥ ﻣـﯽﻣـﻮﻧـﻪ ﺷـﻬـﺮﯾـﻪ ﺩﺍﻧـﺸـﮕـﺎﻡ 900ﺗـﻮﻣـﺎﻥ ﺷـﺪﻩ ،ﺷـﻬـﺮﯾـﻪﺭﻭ ﺑـﺮﯾـﺰ ﺗـﺎ ﺑـﯿـﻦ ﺧـﻮﺩﻣـﻮﻥ ﺑـﻤـﻮﻧـﻪ !
ﺑـﺎﺑـﺎﻡ: مهدی به جان خودم اومدم خونه ﭘـﺮﺗـﺖ ﻣـﯿـﮑـﻨـﻢ ﺑـﯿـﺮﻭﻥ،ﺧـﻮﺩﺕ ﺗـﺎ ﺷـﺐ ﻭﺳـﺎﯾـﻠـﺖ ﺭﻭ ﺟـﻤـﻊ ﮐـﻦ
ﮔــﻮﺭﺗـﻮ ﮔـﻢ ﮐـن

.....................

امروزداشتم بادوس دخترم تلفنی حرف میزدم
یهههههههههههههو
مادرش گفت:بده ببینم بازداری باکی زرمیزنی! !!
گوشیو گرفت گفت چی میخوای عوضی! !!
گفتم:مدرسان شریف! !!
گفت:خفه شو کثافت. ...
گفتم:مدرسان شریف! !!
گفت:اینجا دیگه زنگ نمیزنیا! !!
گفتم:مدرسان شریف
گفت:چی؟؟؟؟
گفتم:مدرسان شریف
گفت:کی!!!
گفت:مدرسان شریف! !!
گفت:کجا!!!
گفتم:مدرسان شریف
تلفن:بیست ونه، دوتاشیش. ....
خودشم خندش گرفت گوشی ودادبه دخترش گفت با هاش حرف بزن بچه باحالیه







برای اشتراک گذاری این مطلب به روی آیکون زیر کلیک کنید : موضوع: طنز،
نگارش در پنجشنبه 11 تیر 1394 ] ساعت [ 12:05 ب.ظ ] [ افشین ]
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
❤فــــfatimaـــــــاطیما❤ سه شنبه 16 تیر 1394 04:53 ب.ظ
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ…

ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !

ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ …..
افشین پاسخ داد:
مرسی از حضورت دوست خوبم .

متنی هم که گذاشتی تلخ بود ولی یه وقتایی به حقیقت تبدیل میشه .
هلیا جمعه 12 تیر 1394 10:30 ب.ظ
افشین پاسخ داد:
هلیا جمعه 12 تیر 1394 10:00 ب.ظ
بله قشنگ شده
خیالتون راحت
افشین پاسخ داد:
خب حالا خیالم راحت تر شد ، البته دارم روی آیکون ستون ها هم کار میکنم که از یک نواختی در بیاد
هلیا جمعه 12 تیر 1394 01:50 ب.ظ
بابت قالب خسته نباشید
و ممنون بابت پست طنزتون
افشین پاسخ داد:
حالا بدون تعارف به نظرت خوب شده یا نه ؟
اگ نس جمعه 12 تیر 1394 11:18 ق.ظ


مبارک باشه قالب جدید تون آقای شوالیه ..
من رو زمین نشسته بودمم خیلی جالب بود .. چون من هم همیشه روی زمین مینشستم .. اما همیشه شماره های فرضی بهمون میدادن مه باید اونا رو وارد برگه میکردیم .
افشین پاسخ داد:
ممنون

والا من نسل قدیمی ها همیشه رو زمین می نشستیم ، نیمکت ها سه نفره بود که همیشه موقع امتحان قرعه به نام ما می افتاد که رو زمین بشینیم

مرسی از حضورت ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر