تبلیغات
جنس رؤیــــــا - گرانبهاترین دارایی

گرانبهاترین دارایی



بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی‌و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است

افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می‌کند. اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می‌برند.
فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که…

قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.
پس از کمی‌مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می‌کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.

نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی‌که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می‌شدند بسیار تماشایی بود ...





برای اشتراک گذاری این مطلب به روی آیکون زیر کلیک کنید : موضوع: برگی از تاریخ،
برچسب ها: داستان، داستان کوتاه، وینسبرگ، شوهر، زن،
منابع: par30story،
نگارش در سه شنبه 25 آذر 1393 ] ساعت [ 03:55 ب.ظ ] [ افشین ]
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
هلیا سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 02:52 ب.ظ
خیلی قشنگ بود ..
واقعا وبلاگ فوق العاده ای دارین
افشین پاسخ داد:
ممنون . لطف داری شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر